موانع اصلی درآمدزایی هوش مصنوعی در سازمان‌ها و علت عدم واگذاری فرآیندهای حساس کسب‌وکار به ابزارهای هوشمند

موانع اصلی درآمدزایی هوش مصنوعی در سازمان‌ها و علت عدم واگذاری فرآیندهای حساس کسب‌وکار به ابزارهای هوشمند

تصور کنید در یک سازمان از یک سامانه پیشرفته هوش مصنوعی برای خلاصه‌سازی مباحث جلسات، تنظیم صورت‌جلسات و ارسال خودکار آن به اعضا استفاده می‌شود. یا در سناریویی دیگر، بات هوشمندی در اختیار داریم که توانایی پاسخ‌گویی به سوالات پرسنل درباره قوانین سازمانی یا اطلاعات شخصی، نظیر مانده مرخصی را دارد.

به نظر شما ارائه چنین خدماتی، یک ارزش‌افزوده درآمدزا برای سازمان محسوب می‌شود یا صرفاً راهکاری است برای بهینه‌سازی فرآیندها و افزایش دقت؛ فرآیندهایی که در نهایت تأثیر ملموسی بر سودآوری شرکت ندارند؟

چرا بهینه‌سازی فرآیندها لزوما به سودآوری نمی‌انجامد؟

  [برگرد بالا]

واقعیت این است که این‌گونه کاربردها با تولید درآمد فاصله دارند. صرفه‌جویی در ۳۰ دقیقه از زمان روزانه یک کارمند یا کاهش نیاز به نیروی انسانی، لزوماً به معنای افزایش سودآوری نیست؛ مگر آنکه زمانِ آزادشده مستقیماً در یک فعالیت درآمدزا صرف شود.

در حقیقت، پیاده‌سازی هوش مصنوعی در بخش‌هایی خارج از مسیر اصلی فروش، تنها سرعت تولید اسناد و گزارش‌ها را افزایش می‌دهد، بدون آنکه حاشیه سودی ایجاد کرده باشد. البته توسعه چنین سامانه‌هایی فی‌نفسه اقدام مثبتی است و در بسیاری از موارد وجود آن‌ها ضروری به نظر می‌رسد، اما واقعیت این است که این ابزارها منجر به خلق ثروت در سازمان نمی‌شوند.

چرا سازمان‌ها فرآیندهای حساس را به هوش مصنوعی نمی‌سپارند؟

  [برگرد بالا]

پرسش بعدی این است که چه تعداد سازمان در ایران یا حتی در سطح بین‌المللی می‌شناسید که یک فرآیند کلیدی و حساس در کسب‌وکار خود را به طور کامل به هوش مصنوعی سپرده باشند؟ آیا مدل‌های موجود از توانمندی کافی برخوردار نیستند که برای مثال در نقش مسئول اعطای تخفیف یا تنظیم‌کننده قراردادها ظاهر شوند؟ مدل‌هایی که بتوانند مستقیماً با مشتری مذاکره کنند، رفتار خریدار را تحلیل نمایند، نرخ سود و قیمت پیشنهادی را برآورد کرده و در نهایت فاکتور رسمی صادر کنند؟ آیا استفاده از چنین الگوریتم‌هایی برای کاهش خطای انسانی و بهینه‌سازی حاشیه سود منطقی نیست؟

تفاوت اصلی میان کاربردهای عمومی و فرآیندهای حساس کسب‌وکار، در میزان تعامل با کاربر نهایی و پذیرش مسئولیت‌های مالی و حقوقی نهفته است. خطای یک هوش مصنوعی در خلاصه‌سازی جلسات به سرعت قابل ویرایش است و عدم پاسخ‌دهی دقیق بات داخلی به پرسنل، چالش بحرانی ایجاد نمی‌کند. اما اگر الگوریتم مسئول تخفیف‌ها و قراردادها در برابر فریب مشتری آسیب‌پذیر باشد، یا در رقابت با بات شرکت‌های رقیب وارد یک جنگ قیمت مخرب شده و حاشیه سود را نابود کند، سازمان متقبل خسارات جبران‌ناپذیری خواهد شد.

موانع اصلی: قانون، اعتبار و تفویض اختیار

  [برگرد بالا]

این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که مانع اصلی در توسعه کاربردی هوش مصنوعی، عدم توانایی این فناوری نیست؛ بلکه فقدان زیرساخت‌های حقوقی و عدم تمایل سازمان‌ها برای تفویض اختیار به فناوری در نقاط حساس کسب‌وکار است.

اگر به بررسی دقیق‌تر این موضوع علاقه‌مندید و می‌خواهید راهکارهای عملی آن را بدانید، مطالعه مقاله «The Distance from AI to Revenue — Why is your company AI useless» را به شما پیشنهاد می‌کنم. این مقاله با جزئیات بیشتر به موضوعاتی نظیر فاصله‌ هوش مصنوعی تا درآمد، افت نمایی ارزش ابزارها در پیچ‌وخم‌های اداری و راهکارهای پیاده‌سازی هوش مصنوعی در گلوگاه‌های واقعی کسب‌وکار می‌پردازد.

The Distance from AI to Revenue — Why is your company AI useless?

✓ مسعود اقدسی‌فام - ۱۰ مرداد ۱۴۰۵

نسخه‌ی اصلی این نوشته در لینکدین من منتشر شده است. برای مشاهده و ثبت نظر به این پیوند مراجعه کنید.


تا کنون ۰ امتیاز ثبت شده
نوشته لایک نداشت؟
 
به اشتراک گذاری نوشته

algs.ir/qnw4js

اشتراک‌گذاری در LinkedIn     اشتراک‌گذاری در Twitter     ارسال با Telegram

نام: *
پست الکترونیک (محرمانه):
تاریخ امروز با فرمت 14YYMMDD: *
پیام: *