«
پیش از آنکه اذان تمام شود، تصمیم گرفت نیت روزه کند. تا طلوع آفتاب در مسجد نشست. وقت درس بود. با عجله بیرون آمد. در حیاط مسجد با درویشی روبرو شد که چندی پیش در خانقاه اندرزش داده بود که «بر آتش درون خود هیمه باش، نه بر اجاق این دکانداران!»
یحیی از این تصادف بسیار خوشحال شد. دست شیخ را گرفت و او را به کناری برد. آهسته به او گفت:
- دستم به دامنت! یاریام کن. طبیبم باش.
- تو خود طبیب خودی! هیچکس نمیتواند طبیب کس دیگر باشد. نیازمند باش و تشنه؛ اما روی نیاز به سوی خود داشته باش و آب از کاریز درون خود بطلب. هرچه بخواهی در خانه داری. اگر رو به صحرا نهی عمر تلف کردهای و چیزی به دست نخواهی آورد.
»
#شیخ_شهاب_الدین_سهروردی #شیخ_اشراق
#بخشی_از_کتاب #معرفی_کتاب
#کتاب #کتابخونی #کتاب_خوب
#کتاب_بخوانیم #کتاب_خوب_بخوانیم #کتاب_هدیه_بدهیم
