.

زیر بارون می‌رفتیم که یهو پرید پاهام رو بغل کرد و یه چیزی گفت شبیه گل. سر و صدای بارون و ماشینا نمی‌ذاشت بفهمم چی می‌گه. دوستم گفت می‌گه فال. گفتم خب کو فال؟ ولم کرد و بیخ دیوار رو نشون داد.

انگار یه تکه کاغذ بود. یه عابرم با کفشای خیس پاشو گذاشت روشون و رد شد.

گفتیم باشه بیار برداریم.

#فال

پیوند کوتاه: drngz.ir/MRFN7 در اینستاگرام

نام:
راه ارتباط با شما:  (خصوصی)
متن پیام: