«
عالَم بر مثال کوه است. هر چه گویی از خیر و شر، از کوه همان شنوی؛ و اگر گمان بری که من خوب گفتم، کوه زشت جواب داد، محال باشد که بلبل در کوه بانگ کند، از کوه بانگ زاغ آید یا بانگ آدمی یا بانگ خر. پس یقین دان که بانگ خر کرده باشی.
اگر در برادر خود عیب میبینی، آن عیب در توست که در او میبینی. عالَم همچنین آیینه است؛ نقش خود را درو میبینی که اَلْمُؤْمِنُ مِرآةُ الْمُؤْمِنِ. آن عیب را از خود جدا کن. زیرا آنچه ازو میرنجی، از خود میرنجی. گفت پیلی را آوردند بر سرچشمهای که آب خورَد. خود را در آب میدید و میرمید. او میپنداشت که از دیگری میرمد. نمیدانست که از خود میرمد.
همهی اخلاق بد از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کِبر چون در توست نمیرنجی؛ چون آن را در دیگری میبینی میرمی و میرنجی.
»
#حول_حالنا_الی_احسن_الحال
#فیه_ما_فیه #حضرت_مولانا

«
در آدمی عشقی و دردی و خارخاری و تقاضایی هست که اگر صد هزار عالم ملک او شود که نیاساید و آرام نیابد. این خلق بتفصیل در هر پیشه و صنعتی و منصبی و تحصیل نجوم و طب و غیر ذلک میکنند و هیچ آرام نمیگیرند. زیرا آنچه مقصود است به دست نیامده است. آخر معشوق را دلارام میگویند؛ یعنی که دل بِوِی آرام گیرد. پس بغیر چون آرام و قرار گیرد؟ این جمله خوشیها و مقصودها چون نردبانیست و چون پایهای نردبان جای اقامت و باش نیست؛ از بهر گذشتن است. خنک او را که زودتر بیدار و واقف گردد تا راه دراز بر او کوته شود و دَرین پایهای نردبان عمر خود را ضایع نکند.
»
#حضرت_مولانا #فیه_ما_فیه
#این_است_راه_ما
#بخشی_از_کتاب #معرفی_کتاب
#کتاب #کتابخونی #کتاب_خوب
#کتاب_بخوانیم #کتاب_خوب_بخوانیم #کتاب_هدیه_بدهیم
