از همون اول اولی که عقلم رسیده، معلم‌های خوب و دلسوزی رو از خانم جانفشان دوران ابتدایی بگیر تا زنده‌یادان استاد مقتدر و پارسافر دوران راهنمایی و عزیزانی چون استاد سراجی و حسینی و مهرنگ دوران دبیرستان در کنارم داشتم که فرای بحث‌های روتین مدرسه، با رفتارشون معلمی کردن.

امروز بعد از مدت‌ها چشمم به جمال استاد مهرنگ نازنین و دوست‌داشتنی در اینستاگرام روشن شد و البته یه کم دلم گرفت که چه مو سفید کردن. نزدیک سی سال قبل، ادبیات فارسی دبیرستان رو با چه شیرینی برامون قصه می‌کردن و چه دوستشون داشتیم. لحن کلامی لطیف اما موثر که حسابی به دل می‌نشست.

اینکه اون زمان چقدر دوست‌داشتنی و موثر بودن یه طرف، اینکه هنوز در دهه‌ی هشتاد زندگی با روحیه‌ی خوشی از زندگی حرف می‌زنن و هنوز روال فعالیت مفید در جامعه رو هم حفظ کردن، نه یک درس که صدها درس داره.

استاد حسین مهرنگ

درس‌گفتارهای حسین مهرنگ

#ادبیات

#زندگی

#معلم

پیوند کوتاه: drngz.ir/jzlml در لینکدین

دوران راهنمایی معلم ادبیات و تعلیمات اجتماعی ما بودن. از اون معلمای اهل مطالعه که دوست داشتن بقیه رو هم شریک حال خوبشون کنن، ولو پسر بچه‌های شرٓ و نابالغ راهنمایی.

نقطه‌ی مقابل استاد مهرنگ دوست داشتنی (وجود نازکش آزرده‌ی گزند مباد) که صحبت کردنشون لطیف‌تر از هر لطیفی‌ه، استاد مقتدر مثل اسمشون حماسی صحبت می‌کردن و مقتدر! به قول استاد شهریار «هیکل‌لی تولستوی بابا» اما «ساقال‌لی» نه! شاعر بودن اما اگه چشم غره می‌رفتن خشکت می‌زد.

از خیام و حافظ و سعدی تا ابتهاج و شهریار برامون می‌خوندن و می‌گفتن هر شعر و ضرب‌المثلی سر کلاس و بین صحبتام می‌گم یادداشت کنید؛ الانم اگه متوجه منظورشون نمی‌شید بزرگتر که شدید می‌فهمید. می‌گفتن هر کاری رو شروع کردید اولش بنویسید «همتم بدرقه‌ی راه کن ای طایر قدس/ که دراز است ره مقصد و من نو سفرم»، شجاع باشید و یادتون باشه «موجیم که آسودگی ما عدم ماست / ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم» ...

این روزا اگر استاد همچنان به شغل معلمی مشغول بودن قطعا حکمشون اخراج بود و قطعا دوست داشتن وقتی از کلاس می‌رن بیرون همه روی میزاشون سربلند ایستاده باشن.

#معلم


دو سه ماه قبل بود که با خانواده‌ی آراد آشنا شدم. یه محصل مقطع ابتدایی که با رفقا زیر نظر باغ کتاب تهران تیم رباتیک با سابقه‌ی شرکت در مسابقات و کسب مقام داشتن. الانم می‌خواست پایه‌ی برنامه‌نویسی مستقل از رباتیک تقویت شه.

چند جلسه‌ای که تا به حال با همیم مطمئنم کرده آراد نه به اصرار و اجبار خانواده که با علاقه و پشتکار خودش این سمت اومده و پدر و مادر حمایت کامل کردن. خیلی با استعداد و کوشا و پیگیر با سطح زبان انگلیسی خیلی خوب که این روزا و در اولین حضور مسابقات جهانی رباتیک رتبه آوردن و ...

هیچی دیگه، خواستم در مقام یک مردادی خوددوست‌دار پز در کنم با یکی از نفرات این تیم خفن چند هفته تمرین برنامه‌نویسی بهینه و شکیل کردیم و گویا کد مرحله‌ی اولشون بین دویست تیم از کل دنیا اول شده.

دلتنگی‌نوشت: حال خوش بعد از نتیجه گرفتن کدشون رو خریدارم.

پند شیخانه: مثل پدر و مادر آراد باشیم.

#معلم

پیوند کوتاه: drngz.ir/es4af در اینستاگرام

نام:
راه ارتباط با شما:  (خصوصی)
متن پیام: