دو سه ماه قبل بود که با خانوادهی آراد آشنا شدم. یه محصل مقطع ابتدایی که با رفقا زیر نظر باغ کتاب تهران تیم رباتیک با سابقهی شرکت در مسابقات و کسب مقام داشتن. الانم میخواست پایهی برنامهنویسی مستقل از رباتیک تقویت شه.
چند جلسهای که تا به حال با همیم مطمئنم کرده آراد نه به اصرار و اجبار خانواده که با علاقه و پشتکار خودش این سمت اومده و پدر و مادر حمایت کامل کردن. خیلی با استعداد و کوشا و پیگیر با سطح زبان انگلیسی خیلی خوب که این روزا و در اولین حضور مسابقات جهانی رباتیک رتبه آوردن و ...
هیچی دیگه، خواستم در مقام یک مردادی خوددوستدار پز در کنم با یکی از نفرات این تیم خفن چند هفته تمرین برنامهنویسی بهینه و شکیل کردیم و گویا کد مرحلهی اولشون بین دویست تیم از کل دنیا اول شده.
دلتنگینوشت: حال خوش بعد از نتیجه گرفتن کدشون رو خریدارم.
پند شیخانه: مثل پدر و مادر آراد باشیم.

#معلم