در این تعطیلات جنگی که با تعطیلات نوروز ترکیب شد فرصت کردم کتاب «کتابخانه نیمه‌شب» از «مت هیگ» رو بخونم. داستان در مورد بخشی از زندگی «نورا سید» هست که تصمیم به خودکشی می‌گیره و ... «بین زندگی و مرگ یه کتابخونه هست. توی این کتابخونه هم طبقات کتاب تا ابد ادامه دارن. هر کتاب موقعیت این رو بهت می‌ده که یکی از زندگی‌هایی رو تجربه کنی که می‌تونستی داشته باشی. تا ببینی اگه انتخاب‌های دیگه کرده بودی چی می‌شد ... اگه موقعیت این رو داشتی که حسرت‌ها رو از بین ببری، کار متفاوتی انجام می‌دادی؟ ... هر زندگی میلیون‌ها تصمیم رو شامل می‌شه. بعضی از این تصمیم‌ها بزرگ هستن و بعضی کوچیک. اما هر بار که تصمیمی گرفته می‌شه، نتیجه تغییر می‌کنه. تغییری جبران‌ناپذیر که به نوبه‌ی خودش موجب تغییرات دیگه‌ای می‌شه. این کتاب‌ها دریچه‌های هستن به تمام زندگی‌هایی که تو می‌تونستی تجربه کنی.»

داستان در مورد همین حسرت‌ها و تصمیم‌ها و عواقب تصمیم‌هاست و اینکه «ما نمی‌دانیم اگر زندگی‌مان را به شکل دیگری پیش برده بودیم، وضعیت بهتر می‌شد یا بدتر. بله، زندگی‌های متفاوتی هم وجود دارند، اما زندگی ما هم در جریان هست و همین جریان زندگی است که باید رویش توجه تمرکز کنیم.»

بعضی جملات کلیشه‌ای یا شعارگونه به نظر می‌رسن و برای همین لازم بوده در قالب داستانی متفاوت روایت بشن و کمک کنه از زاویه‌ی دیگه‌ای به این جملات فکر کنیم.

#بخشی_از_کتاب

#کتاب #کتابخونی #کتاب_خوب

#کتاب_بخوانیم #کتاب_خوب_بخوانیم #کتاب_هدیه_بدهیم

کتاب کتابخانه نیمه‌شب

پیوند کوتاه: drngz.ir/snSIH

نام:
راه ارتباط با شما:  (خصوصی)
متن پیام: